برچسب: نیست,
نویسنده: حامد جلالی
برچسب:
نویسنده: حامد جلالی
ناراحتم.ولی نمیگم که برگردی.اگه 1درصد دوسم داشتی نمیرفتی.اونم همچین تایمی که باید باشی.
بهت نیاز داشتم ولی شونه خالی کردی
''پرنده خوشبختی در دست کسی می آرامد،که او را در چنگش نگیرد''
شب بخیر
به فرض که امشب شب منه.بیا توضیح بده چطوری شاد باشم؟
روز تولدت با دوست پسرت تو کافه نشسته بودی
روز تولدم رو تختم زیر پتو گریه میکنم
برو بچسب به همونایی که ارزششون بیشتره
برچسب: تولدغمگینمن,
نویسنده: حامد جلالی
برچسب: نمیدونم,
نویسنده: حامد جلالی
خسته شدم
اصلا توان بحث کردن باهاتو ندارم
خیلی سعی میکنم خوب باشم.انگار برات مهم نیست
انقدر اذیتم میکنی تا بالاخره یهو منفجر شم
گفتم شاید بیام.قول ندادم
اگه نیومدم نباید قهر کنی
آخه من همه تلاشمو کردم.حتی غذا نخوردن و هرچی که فکرشو کنی
امیدوارم خدا ببینه کارامونو

گوشیت شکست
من مو کوتاه کردم برای اومدنم مرتب باشم
چت کردیم
گفتی میای فلان دختره هست باهاش گرم نگیری اعصاب پعصاب ندارم
آخه خل و چل من جز تو کسیو نمیبینم.کور توام.وگرنه تا الان 100دفعه رفته بودم
خوابیدی الان
به خودت گفتم قبل خواب
الان دوباره بگم؟میدونی دیگه.عاشقتم
شب بخیر
نه آن شدی نه جواب اس دادی
چرا اعصاب خردیاتو سر من خالی میکنی؟چرا؟من از این فاصله چه تقصیری دارم نمیدونم
زخماتو بزن.چیزی نمیگم اهل زخمی کردن و تلافی هم نیستم
ولی دلم اگه دیگه پست زد نگو چرا
آخر عقل قالب میشه بهش
با این کارات دلم دیگه نمیتونه عقلمو راضی کنه بگه نه
شب بخیر
شنبه 7مرداد اومدم.زود گذشت.ولی مهم نیست.مهم اینه اومدم و 5شب کنارت بودم.جدایی رو قیچی کردم
این چند روز خوب بود
امیدوارم تا مهر دعوامون نشه
این چند روز نیومدم بنویسم
چون همه چی خوبه و رو روال
دیگه دل پری نداشتم بیام اینجا خالی کنم
همه چی خوبه.حالم خوبه
شبا بدون دعوا و قهر میخوابیم
آرامشی اومده ک نبود
من آروم شدم
دوست دارم زندگی
شب بخیر